مدافع امامت

دفاع از حریم اهل بیت علیهم السلام | اثبات حقانیت شیعه | پاسخ به شبهات

مدافع امامت

دفاع از حریم اهل بیت علیهم السلام | اثبات حقانیت شیعه | پاسخ به شبهات

مدافع امامت

نویسنده وبلاگ: شیعه ایرانی

*نشر تحقیقات علماء و محققین در نقد و رد مخالفین

*پاسخ به شبهات مخالفین و نواصب علیه مذهب شیعه امامیه

*نشر عقائد و فضائل اهل بیت علیهم السلام

*برای دسترسی راحت تر به مطالب از قسمت جستجو و طبقه بندی موضوعی استفاده کنید

* جهت مطلع شدن از مطالب جدید و دریافت کلیپ عضو کانال تلگرام "مدافع امامت" شوید

* از ترجمه متون در خواستی معذوریم

*استفاده از مطالب وبلاگ و کانال تلگرام حتی بدون ذکر منبع بلامانع است

*در صورت مشاهده خرابی لینک تصاویر به ما اطلاع دهید

محبوب ترین مطالب

اولین دادگاه الهی برای حضرت محسن علیه السلام [مصادر شیعه]


مظلومیت اهل بیت علیهم السلام بسیار جانسوز است، به خداوند متعال سوگند اگر تمام عالم از اول خلقت تا دمیدن صور فقط در مصیبت اول شهید راه ولایت و امامت یعنی حضرت محسن بن علی علیه السلام از اعماق دل بسوزند و عزاداری کنند حق آن را نمی توانند به جای آورند. در این مطلب روایتی نورانی و البته جانسوز را خدمت شما تقدیم می کنیم تا بیشتر با مظلومیت و مقامات اهل بیت علیهم السلام آشنا شویم


محدث جلیل القدر ابن قولویه قمی رضوان الله علیه در کتاب گرانسنگ "کامل الزیارات" می نویسد:


حدثنی محمد بن عبد الله بن جعفر الحمیری، عن أبیه، عن علی بن محمد بن سالم، عن محمد بن خالد، عن عبد الله بن حماد البصری، عن عبد الله بن عبد الرحمان الأصم، عن حماد بن عثمان، عن أبی عبد الله (علیه السلام)، قال: لما أسری بالنبی (صلى الله علیه وآله) إلى السماء قیل له: ان الله تبارک وتعالى یختبرک فی ثلاث لینظر کیف صبرک، قال: أسلم لأمرک یا رب ولا قوة لی على الصبر الا بک، فما هن، قیل له: أولهن الجوع والاثرة على نفسک وعلى أهلک لأهل الحاجة، قال: قبلت یا رب ورضیت وسلمت ومنک التوفیق والصبر. واما الثانیة فالتکذیب والخوف الشدید وبذلک مهجتک فی محاربة أهل الکفر بمالک ونفسک، والصبر على ما یصیبک منهم من الأذى ومن أهل النفاق والألم فی الحرب والجراح ،قال : قبلت یا رب ورضیت وسلمت ومنک التوفیق والصبر. وأما الثالثة فما یلقی أهل بیتک من بعدک من القتل، اما أخوک علی فیلقى من أمتک الشتم والتعنیف والتوبیخ والحرمان والجحد والظلم وآخر ذلک القتل، فقال: یا رب قبلت ورضیت ومنک التوفیق والصبر، وأما ابنتک فتظلم وتحرم ویؤخذ حقها غصبا الذی تجعله لها ،وتضرب وهی حامل ، ویدخل علیها وعلى حریمها ومنزلها بغیر اذن، ثم یمسها هوان وذل ثم لا تجد مانعا ، وتطرح ما فی بطنها من الضرب وتموت من ذلک الضرب. قلت: انا لله وانا إلیه راجعون قبلت یا رب وسلمت ومنک التوفیق للصبر، ویکون لها من أخیک ابنان، یقتل أحدهما غدرا ویسلب ویطعن تفعل به ذلک أمتک ،قلت : یا رب قبلت وسلمت انا لله وانا إلیه راجعون ومنک التوفیق للصبر. واما ابنها الاخر فتدعوه أمتک للجهاد ثم یقتلونه صبرا ویقتلون ولده ومن معه من أهل بیته ثم یسلبون حرمه، فیستعین بی وقد مضى القضاء منی فیه بالشهادة له ولمن معه، ویکون قتله حجة على من بین قطریها ، فیبکیه أهل السماوات وأهل الأرضین جزعا علیه، وتبکیه ملائکة لم یدرکوا نصرته ، ثم اخرج من صلبه ذکرا به أنصرک، وان شبحه عندی تحت العرش، یملأ الأرض بالعدل ویطبقها بالقسط، یسیر معه الرعب یقتل حتى یشک فیه، قلت: انا لله. فقیل: ارفع رأسک، فنظرت إلى رجل أحسن الناس صورة وأطیبهم ریحا، والنور یسطع من بین عینیه ومن فوقه ومن تحته، فدعوته فأقبل إلی، وعلیه ثیاب النور وسیما کل خیر، حتى قبل بین عینی، ونظرت إلى الملائکة قد حفوا به لا یحصیهم الا الله عز وجل. فقلت: یا رب لمن یغضب هذا ولمن أعددت هؤلاء وقد وعدتنی النصر فیهم فأنا أنتظره منک ،وهؤلاء أهلی وأهل بیتی وقد أخبرتنی مما یلقون من بعدی ولئن شئت لأعطیتنی النصر فیهم على من بغى علیهم، وقد سلمت وقبلت ورضیت، ومنک التوفیق والرضا، والعون على الصبر. فقیل لی: أما أخوک فجزاؤه عندی جنة المأوی نزلا بصبره، أفلج حجته على الخلائق یوم البعث، وأولیه حوضک یسقی منه أولیاءکم ویمنع منه أعداءکم، واجعل علیه جهنم بردا وسلاما یدخلها ویخرج من کان فی قلبه مثقال ذرة من المودة، واجعل منزلتکم فی درجة واحدة فی الجنة. واما ابنک المخذول المقتول وابنک المغدور المقتول صبرا، فإنهما مما أزین بهما عرشی، ولهما من الکرامة سوى ذلک مما لا یخطر على قلب بشر لما أصابهما من البلاء، فعلی فتوکل، ولکل من أتى قبره فی الخلق من الکرامة، لان زواره زوارک وزوارک زواری وعلی کرامة زواری، وانا أعطیه ما سأل، وأجزیه جزاء یغبطه من نظر إلى عظمتی إیاه وما أعددت له من کرامتی. واما ابنتک فانی أوقفها عند عرشی فیقال لها: ان الله قد حکمک فی خلقه فمن ظلمک وظلم ولدک فاحکمی فیه بما أحببت فانی أجیز حکومتک فیهم فتشهد العرصة، فإذا وقف من ظلمها أمرت به إلى النار، فیقول الظالم: وا حسرتاه على ما فرطت فی جنب الله، ویتمنى الکرة، ویعض الظالم على یدیه ویقول: یا لیتنی اتخذت مع الرسول سبیلا، یا ویلتی لیتنی لم اتخذ فلانا خلیلا. وقال: حتى إذا جاءنا قال: یا لیت بینی وبینک بعد المشرقین فبئس القرین، ولن ینفعکم الیوم إذ ظلمتم انکم فی العذاب مشترکون، فیقول الظالم: أنت تحکم بین عبادک فیما کانوا فیه یختلفون، أو الحکم لغیرک، فیقال لهم: الا لعنة الله على الظالمین الذین یصدون عن سبیل الله ویبغونها عوجا وهم بالآخرة کافرون. وأول من یحکم فیهم محسن بن علی (علیه السلام) وفی قاتله، ثم فی قنفذ،فیؤتیان هو وصاحبه، فیضربان بسیاط من نار، لو وقع سوط منها على البحار لغلت من مشرقها إلى مغربها، ولو وضعت على جبال الدنیا لذابت حتى تصیر رمادا، فیضربان بها ثم یجثو أمیر المؤمنین (علیه السلام) بین یدی الله للخصومة مع الرابع، فیدخل الثلاثة فی جب فیطبق علیهم، لا یراهم أحد ولا یرون أحدا، فیقول الذین کانوا فی ولایتهم: ربنا أرنا الذین أضلانا من الجن والإنس نجعلهما تحت اقدامنا لیکونا من الأسفلین ،قال الله عز وجل: ولن ینفعکم الیوم إذ ظلمتم انکم فی العذاب مشترکون. فعند ذلک ینادون بالویل والثبور، ویأتیان الحوض فیسألان عن أمیر المؤمنین (علیه السلام) ومعهم حفظة، فیقولان: اعف عنا واسقنا وتخلصنا، فیقال لهم: فلما رأوه زلفة سیئت وجوه الذین کفروا وقیل هذا الذی کنتم به تدعون بإمرة المؤمنین، ارجعوا ظمأ مظمئین إلى النار، فما شرابکم الا الحمیم والغسلین، وما تنفعکم شفاعة الشافعین


ترجمه و تصحیح سند روایت توسط علامه مجلسی رضوان الله علیه:


این قولویه به سند معتبر از حضرت صادق علیه السلام روایت کرده است که: چون حضرت رسالت صلی الله علیه و آله را به معراج بردند، حق تعالی به او وحی کرد که: من تو را امتحان می نمایم در سه چیز تا نظر کنم که صبر تو چگونه است، حضرت فرمود: تسلیم می کنم پروردگارا امر تو را و مرا حولی و قوتی نیست مگر به تو، پرسید که: آن سه چیز کدام است؟ حق تعالی ندا فرمود که:

اول آن است که خود و عیال و اهل خود را گرسنه بداری و فقیران و محتاجان امت را بر خود و ایشان اختیار نمائی، حضرت فرمود که: قبول کردم ای پروردگار من و راضی شدم و تسلیم کردم، از تو میطلبم توفیق و صبر را.

اما دوم آن است که صبر نمائی بر تکذیب امت، و ترس و بیم بسیار از ایشان، و آنکه جان خود را در راه رضای من بذل کنی، و با کافران محاربه نمائی به جان و مال خود و صبر نمائی بر آنچه از ایشان به تو می رسد از آزار و اذیت از اهل نفاق، و بر المها (غم و اندوه) و جراحتهائی که در جنگ به تو رسد، حضرت فرمود: پروردگارا قبول کردم، و راضی شدم و انقیاد (اطاعت) نمودم، از تو می طلبم توفیق و صبر را. پس حق تعالی فرمود که:

اما سوم آن است که به اهل بیت تو خواهد رسید بعد از تو کشته شدن، اما علی بن ابیطالب برادر تو پس خواهد یافت از امت تو دشنام و عنف و درشتی و سرزنش، و محروم خواهند کرد او را از حق خود، و به مشقت و تعب خواهند افکند او را، و ستم بر او خواهند کرد، و در آخر کار او را شهید خواهند کرد. حضرت فرمود: پروردگارا قبول کردم و انقیاد نمودم، از تو توفیق و صبر می طلبم. و اما دختر تو پس مظلوم خواهد شد، و او را از میراث تو محروم خواهند کرد، و غصب خواهند نمود از او حقی را که تو از برای او قرار خواهی داد، و بر شکم او خواهند زد در وقتی که او حامله باشد، و به حرمسرا و منزل او بی رخصت داخل خواهند شد، و مذلت و خواری او را فرو خواهد گرفت، و کسی منع نخواهد کرد اشقیای امت تو را از آنچه نسبت به او کنند، و از آن ضرب فرزندی که در شکم او باشد بیندازد، و از شدت آن ضرب و جراحت شهید گردد. حضرت فرمود: انالله وانا الیه راجعون، قبول کردم پروردگارا و انقیاد نمودم، از تو توفیق و صبر طلب می نمایم. پس حق تعالی فرمود که: از دختر و برادر تو دو پسر به هم خواهد رسید، یکی از ایشان را به مکر و غدر شهید خواهند کرد، و اموال او را غارت خواهند نمود، و به طعن خنجر او را مجروح خواهند گردانید، همهٔ اینها را امت تو نسبت به او خواهند کرد. حضرت فرمود که: قبول کردم انالله وانا الیه راجعون و انقیاد نمودم، از تو توفیق و صبر می طلبم. پس حق تعالی فرمود که: اما پسر دیگر را، پس امت تو او را به جهاد خواهند طلبید و او را به بدترین حالی شهید خواهند کرد، فرزندان و برادران و خویشان او را در نظر او خواهند کشت، و حرمت او را ضایع خواهند کرد، و خیمه او را به غارت خواهند برد، در آن حال استعانت به من خواهند جست و من برای او و اهل بیت و یاران او شهادت مقرر کردم، کشتن او حجت خواهد بود بر جمیع اهل زمین، پس اهل آسمانها و زمینها بر او گریه خواهند کرد از روی جزع، و گریه خواهند کرد بر او ملانکه چند که به نصرت او بیایند و یاری او را در نیابند. پس از پشت او پسری درآورم که تو را به آن پسر یاری کنم، و شبح او الحال در زیر عرش است، و پر خواهد کرد زمین را از عدالت، و رعب او را در دلهای مردم خواهم افکند، آنقدر از منافقان و کافران خواهد کشت که مردم گویند که: چرا مردم را اینقدر به قتل می رساند، حضرت فرمود: انالله وانا الیه راجعون. پس ندا از جانب حق تعالی رسید که: به جانب بالا نظر کن، چون نظر کرد مردی را دید از همه کسی خوشروتر و از جمیع مردان خوشبوتر، از سر و پایش نور ساطع بود. پس او را به نزدیک خود طلبید، آمد به نزد آن حضرت با جامه های نور، و سیمای خیر و سعادت از جبین او ظاهر بود، به نزدیک آمد و میان دو دیده آن حضرت را بوسید، پس حضرت ملائکه بسیار دید که بر دور او احاطه کرده بودند که عدد آن ملائکه را به غیر از خدا کسی نمی دانست. پس حضرت رسول صلی الله علیه و آله فرمود: ای پروردگار من این مرد از برای که غضب خواهد کرد؟ و از برای که مهیا گردانیده ای این جماعت بسیار را که بر دور اویند؟ و حال آنکه مرا وعده نصرت کرده ای و من منتظر یاری تو هستم، این جماعت که حال ایشان را بیان کردی یاران من و اهل بیت منند، و مرا خبر دادی به به ستم هائی که بعد از من به ایشان خواهد رسید، اگر خواهی می توانی که مرا یاری دهی در حق ایشان بر آنهائی که بر ایشان ستم کنند و حال آنکه انقیاد کردم امر تو را و قبول کردم و راضی شدم، از تو می طلبم توفیق و رضا و یاری بر صبر را. پس خطاب رسید به من که: اما برادر تو پس جزای او نزد من آن است که جنة المأوی را به او عطا کنم به صبری که بر این مصائب می کند، و حجت او را بر خلایق غالب گردانم در روز قیامت، و حوض کوثر را به او واگذارم که دوستان شما را از آن آب دهد و منع کند از آن دشمنان شما را، و جهنم را بر او سرد و سلامت گردانم، داخل جهنم شود و بیرون آورد از آن هر که را در دل به قدر سنگینی ذره ای از محبت او بوده باشد، و منزلت شماها همه را در یک درجه بهشت قرار دهم، اما آن دو پسر مظلوم مقتول شهید را، پس در روز قیامت عرش خود را به ایشان زینت دهم، و ایشان را در قیامت آنقدر کرامت عطا کنم که در خاطر کسی خطور نکرده باشد به سبب آن بلاها که به ایشان رسد، و زیارت کنندگان ایشان را گرامی دارم، زیرا که زیارت کنندگان ایشان زیارت کنندگان تو اند، و زیارت کنندگان تو زیارت کنندگان منند، و بر من لازم است که زیارت کنندگان خود را گرامی دارم. و هر چه سوال (طلب) می کنند ایشان را عطا می کنم، و ایشان را در قیامت جزائی بدهم که آرزوی حال ایشان کند هر که بر احوال ایشان مطلع گردد. اما دختر تو پس در روز قیامت او را نزد عرش خود باز می دارم، و او را ندا می کنم که: حق تعالی تو را حاکم گردانیده است بر خلق خود، پس هر که ستم کرده است بر تو یا فرزندان تو، پس حکم کن در حق ایشان به آنچه خواهی، به درستی که من اجازت می کنم حکم تو را در حق ایشان، پس به عرصه محشر درآید و حکم نماید که ستمکاران او و فرزندان او را داخل جهنم کنند. پس ستمکاران اهل بیت اخیار - یعنی عمر - فریاد برآورد که: زهی حسرت بر آنچه تقصیر کردم در اطاعت خدا و رعایت دوستان خدا، و آرزو کند که به دنیا برگردد و تدارک کند، و انگشت خود را به دندان گزد و گوید: کاش با پیغمبر راهی درست کرده بودم، و گوید: وای بر من کاش ابوبکر را یار خود نکرده بودم، و با ابوبکر گوید: کاش میان من و تو دوری می بود مانند دوری مشرق و مغرب، پس بد قرینی بودی از برای من. پس حق تعالی ایشان را ندا کند که: امروز این سخنان شما را نفعی نمی بخشد و همه در عذاب شریکید، پس ستمکار گوید که: تو امروز حکم میکنی میان بندگان خود در آنچه پیشتر اختلاف در آن می کردند یا دیگران در آن حکم می کنند، پس ندا رسد به ابوبکر و عمر که: لعنت خدا بر ستمکاران است، آنهائی که منع می کردند مردم را از راه خدا - یعنی از متابعت امیرالمومنین علیه السلام ولی خدا - و راه خدا را به مردم کج می نمودند، و اعتقاد به قیامت نداشتند. و اول کسی را که در قیامت براى او حکم خواهند کرد، محسن فرزند علی علیه السلام خواهد بود، که حکم خواهد کرد در کشنده او عمر بن الخطاب، و بعد از او در قنفذ که به امر او رفت و در بر شکم فاطمه زد و محسن او را شهید کرد، پس آن دو ملعون را حاضر کنند و تازیانه های آتش بر ایشان بزنند، که اگر یکی از آنها بر دریا واقع شود همه به جوش آیند از مشرق تا مغرب، و اگر بر کوههای دنیا بگذارند هر آینه خاکستر شوند.

پس حضرت امیرالمومنین علی علیه السلام نزد عرش حق تعالی به دو زانو در آید و با ستمکاران خود خصمی نماید خصوصا معاویه، پس ابوبکر و عمر و معاویه را به چاهی اندازند از چاههای جهنم، و سر آن چاه را بپوشند، کسی آنها را نبیند و آنها کسی را نبینند، پس گویند آن جماعتی که ولایت و محبت ایشان را اختیار کرده بودند: ای پروردگار ما، بنما به ما آن دو کس را که گمراه کردند ما را از جن و انس - یعنی ابوبکر و عمر - تا ایشان را در زیر پاهای خود قرار دهیم، تا آنکه از ما پست تر باشند، و عذاب ایشان از ما شدیدتر باشد، پس حق تعالی فرماید: فایده نمی کند شما را این سخنان، چون ستم کرده اید بر خود و همه در عذاب شریکید، پس در این وقت ندای واویلاه و واثبوراه برآورند و آیند به نزد حوض کوثر سوال (طلب) کنند از حضرت امیرالمومنین علیه السلام، حافظان ملائکه نزد او باشند و گویند: عفو کن از ما و ما را آب ده و از عذاب خلاص کن. حضرت به ایشان گوید: برگردید تشنه لب بسوی آتش جهنم که نیست شراب شما را امروز مگر از حمیم و غسلین، نفع نمی بخشد شما را شفاعت شافعین


کامل الزیارات.ص547.ط نشر الفقاهة

جلاء العیون.ص235.ط انتشارات سرور


الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین بولایة امیرالمومنین و الائمة المعصومین سلام الله علیهم اجمعین

اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد و آل محمد

اللهم العن النواصب

 

دانلود اسکن مطلب:  

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی